
اندوهی که مجال گریه ندارد؛ نکاتی برای زندگی در میانهی سوگ، سرکوب و ترومای جمعی
۱ اسفند ۱۴۰۴ · 10 دقیقه
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
از وقتی نخستین ویدیوها از کهریزک رسید، در جمع کوچک افروز به این فکر میکردیم که از اینجای جهان، از این نقطهی دور از مرکزِ حادثه چه میشود گفت؟ چه حرفی معنادار است؟ وقتی سرکوبِ خونین و ارعاب چنین اوج گرفته، چه میتوان گفت که مرهم باشد نه نمک بر زخم؟ در برابر این امواج مرگبار و هراسافکن، در برابر این بیشمار کیسههای سیاه که هر کدامشان حامل هزاران امید و آرزوی بهخوننشستهاند، چه حرف ناگفتهای باقی مانده که ما میتوانیم از این فاصله، از این ساحل امن بگوییم و بیهوده و مهمل به نظر نرسد؟ تا خودمان را پیدا کنیم و نیرویمان را جمع کنیم، تا فکر کنیم و شعلههای کمسوی امید را دوباره در وجودمان بیدار کنیم، به امروز رسیدیم؛ به چهل روز پس از خونبارترین روزهای تاریخ ایران. آنچه میشنوید تلاشی کوچک برای همراهی است، برای اینکه بگوییم ما نیز بهرغم فاصله جغرافیایی خود را کنار شما تعریف و احساس میکنیم. فکر کردیم چیزی را با شما به اشتراک بگذاریم که به خودمان کمک کرد از عمق فاجعه، از انتهای سیاهی بیپایان، به روشنایی بیاندیشیم و برای زنده نگه داشتنِ آن امیدی که هزاران جان عزیز در پیِ آن به خون نشست، لرزان و افتان و خیزان، دوباره قدم برداریم. **** این مطلب با نظارت یک روانشناس تهیه و تنظیم شده و سعی شده است با واقعیت این روزهای ایران و پیامدهای ناشی از سرکوب گسترده هماهنگ باشد. Afrooz School/ مدرسه افروز Email: info@afroozschool.org Website Instagram Telegram X (Twitter)
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
