

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
نامه ای تکان دهنده… در سال ۱۸۵۴ «فرانکلین پیرس»، رییس جمهوری وقت ایالات متحده آمریکا، با ارسال نامهای برای رییس قبیله سیاتل، خواستار خرید زمینهای سرخپوستان شد. رییس قبیله پاسخی به این نامه داد که حاوی نکات بدیعی از شیوه نگرش انسان به جهان است چگونه میتوان آسمان و گرمای زمین را فروخت؟ وقتی ما مالک طراوت هوا و تلألوی آب نیستیم، چگونه میتوانیم آنها را به شما بفروشیم؟ تمام این سرزمین برای مردم من مقدس است، برگهای سوزنی و رخشان کاجها، سواحل ماسهای، مه میان جنگلها، حشرات زیبا و پرهیاهو، آری این همه در خاطره و تجربه مردم من مقدساند. عصارهای که در درختان جاری است، در شهرهای سفید پوستان، مکانی آرام و بیدغدغه وجود ندارد. جایی نیست که بتوان نوای ملایم تماس برگهای بهاری و ترنم بال حشره را شنید. شاید این گفتهها از آن جهت است که ما مردمی وحشی و بدوی هستیم! اما وقتی که انسان نمیتواند آوای تنها مرغ شب و نجوای غوکهای آبگیر را در سکوت شب بشنود، دیگر از زندگی برای او چه میماند؟سرخپوستان نوای ملایم باد را آن گاه که رقصان بر سطح آبگیر میگذرد و بوی خوش باد را آن گاه که با باران نیم روز، عطرآگین میشود و بوی خوش برگهای سوزنی کاج را دوست میدارند........
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





