

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
اِپیزود چهاردهم پادكستِ مامانز 1️⃣4️⃣💻📻🎙️🎧 "مادري كه نوكِ پيكان را به سمتِ خودش گرفت"🏹 📌تجربه من از گفتگو با مرجان: در اين اپيزود وقتی مرجان خودش رو زادهی رشت معرفی کرد و من چشمان زیباش رو دیدم توی دلم گفتم تو دختر دریایی🌊 مرجان پر از احساس و پر از هیجان و پر از صداقت بود. بیتعارف بود و هر جملهیی که میگفت همهی حسِ كلمهها توی صورت جاری بود. از آریا که میگفت همهی وجودش پر از عشق میشد. 🖋️دربارهی مامان مرجان: مامانْ مرجان ۲۹ سالشه و یک پسرِ ٨ ساله داره بهنام آریا. مرجان یک روزی توي ٦ سالگی آریا، به خواستِ پسرش و مشورت تخصصي با مشاورش تصمیم آريا توي محيطِ امن و پر از عشق با پدرش زندگي كنه. تصميمي سخت و سخت و سخت كه مرجان رو به مامانِ منحصربهفردی تبدیل کرده. 🏹✨ ❓چرا مرجان دعوت من رو به مامانز قبول کرده؟ مرجان به پادکست مامانز اومد تا بهمون یادآوری کنه بچههایی که قصهی مامان باباشون از یک جایی به بعد از هم جدا میشه هیچ نقشی توی این تصمیم نداشتن و مهمتر اینکه هیچ فرقی با بچههای خانوادههای منسجم ندارن. خوبه ما مامانها خودمون و بچههای ما این نگاه درست رو تمرین کنیم. 1️⃣4️⃣🎧اپيزود چهاردهم مامانز در تمام پادگير ها در دسترس شماست. ⬅️لينك اینستاگرام مامانز https://www.instagram.com/mamanz.podcast?igsh=MWhncHdza2RnZGN1eA%3D%3D&utm_source=qr ⬅️لينك اسپاتيفاي مامانز https://open.spotify.com/show/63NnvH4XFRX8TivwDjwskn ⬅️لينك يوتيوب مامانز https://youtu.be/6LMD2f4o730?si=py3qOlDvXTPRoYRA میزبان پادکست مامانز : هلن برجک تهیه و تولید : استدیو اَكوان
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





