
![کاور ۳۸- واگویه [از تاریکی تا نور]](https://d3t3ozftmdmh3i.cloudfront.net/production/podcast_uploaded_episode/5465979/5465979-1695243898185-6527cbc52c9f7.jpg)
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
تهی باید شد از تمام تاریکیهای مدفون؛ از آشغالهای زیر فرش از خشمهای فرو خورده از حسادتهای پنهانکرده و پذیرفت واقعیت خویش را برون باید ریخت تمام احساسات مخربی که پنهان کردیم برای مقبول بودن و پذیرفته شدن در نظر دیگران 🌿 سوگواری باید کرد برای تمامِ تلخکامیها یکبار برای همیشه و باید پذیرفت و پرید دیوانه و امیدوار 🌱 باید اقرارش کنم تا فرماندار باشم ورنه او از درون فرمان مرا به دست خواهد گرفت بیآنکه بدانم . به هر بهانه، مشو، لحظهای ز حق نومّید که در جهان وجودش، بعید نیست بعید بلا، گرفته در آغوش، دانه در دل سنگ ز شُکر هر دمِ او، سنگ میشود تهدید ز بیعدالتیِ خلق ناله مینکند هرآنکه معجزههای کَرَم بدید و شنید در آیههای سعادت بگفت: "رنج از ماست" وگرنه او همه عشق است و لطف و مهرِ شدید چه جای شَک و گله، از جهانِ آیینه؟ که هر چه شعبده کردم، همو به من برسید ز ناله کار میسر نمیشود انسان ز شُکر، خیر و محبت دو چشم خواهد دید ز لکههای سیه هر طرف حکایتهاست بخوان همیشه چو ایوب از آیههای سپید هر آنکه طبع شکایت گرفت، شاکی ماند هرآنکه شاکرِ هر دم شد، او به او خندید منصور نصیری . لینک حمایت از ما ورای بازیگری: zarinp.al/mavarayebazigari
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





