

یوزپلنگهایی که با من دویده اند . بیژن نجدی . قصه "تاریکی در پوتین".
۱۵ خرداد ۱۴۰۰ · 10 دقیقه
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
این قصه همدردی می طلبد عمیق و غم انگیز . کسانی که تجربه از دست دادن عزیزانشان را دارند همزاد یا همذات پنداری قریبی (نزدیک) با این قصه دارند . مادر بزرگی که سالها در خانه اش جایی می نشست که در حیاط خانه را ببیند به امید روزی که شاید در باز شود و "فرزند در جنگگم شده اش " در آستانه پیدا شود ... ولی نشد که نشد چون پدر طاهر که بی حضور فرزندش خود را از دنیا جدا میداند .
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





