پادگرد
کاور برای یک آزادی جدید - فصل سوم - دولت
لــرن کست

برای یک آزادی جدید - فصل سوم - دولت

۱۱ خرداد ۱۴۰۴ · 1 ساعت و 18 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

فصل سوم این اثرِ کلاسیکِ لیبرتارین با عنوان «دولت، متجاوز»، به شالوده‌شکنی مفهوم دولت و ماهیت فعالیت‌های آن می‌پردازد. روتبارد در این فصل با زبانی تند و تحلیلی، این پیش‌فرض را که دولت نهادی برای «خیر عمومی» است به چالش می‌کشد و آن را به‌مثابه یک باند خلافکارِ سازمان‌یافته معرفی می‌کند که انحصار خشونت را در دست دارد.دولت به‌عنوان متجاوزِ سازمان‌یافته: روتبارد استدلال می‌کند که تمایز اصلی لیبرتارین‌ها با دیگران در نگاهشان به دولت است. لیبرتارین‌ها دولت را متجاوزی ابدی و شدیداً سازمان‌یافته به شخص و دارایی مردم می‌دانند که خود را بالاتر از قانون عمومی اخلاق قرار داده است.روش اقتصادی در برابر روش سیاسی: با ارجاع به فرانز اپنهایمر، روتبارد دو راه برای کسب ثروت معرفی می‌کند: ۱. روش اقتصادی: تولید و مبادله داوطلبانه (بازار آزاد)؛ ۲. روش سیاسی: دزدی و غارت با استفاده از زور. او دولت را سازمان‌یافته‌ترین شکلِ «روش سیاسی» می‌داند که دزدی را قانونی جلوه می‌دهد.ابطال اسطوره «ما دولت هستیم»: روتبارد این عبارت که «ما دولت هستیم» را نقابی ایدئولوژیک برای توجیه بهره‌کشی سیاسی می‌داند. وی تأکید می‌کند که حتی اگر ۹۰ درصد مردم بخواهند ۱۰ درصد دیگر را بکشند، این همچنان قتل است و اکثریت هیچ وجه مقدسی ندارند.اتحاد دولت و روشن‌فکران: برای بقای دولت، نیاز به مشروعیت‌بخشی است. روتبارد توضیح می‌دهد که حاکمان با طبقه روشن‌فکران اتحادی تشکیل می‌دهند که در آن، روشن‌فکران در ازای قدرت و منزلت، دولت را عاقل، خیرخواه یا ناگزیر جلوه می‌دهند.پوشالی بودن محدودیت‌های قانونی: وی با اشاره به جان کلهون، نشان می‌دهد که چرا قانون اساسی نمی‌تواند دولت را محدود کند. وقتی دولت خود، مفسر و مجریِ محدودیت‌هایش (دادگاه عالی) باشد، لاجرم آن محدودیت‌ها به ابزاری برای گسترش قدرت دولت تبدیل می‌شوند.انحصارِ خدماتِ حفاظتی: یکی از ویژگی‌های بارز دولت، انحصار در «خدمات حفاظتی» است. برخلاف بازار که رقابت را می‌طلبد، دولت خود را قاضی و مجریِ نهایی می‌داند و هیچ جایگزین مستقلی را برای محافظت از مردم در برابرِ تجاوزاتِ خود برنمی‌تابد.نتیجه‌گیری:روتبارد در این فصل به‌خوبی نشان می‌دهد که چرا از دیدگاه لیبرتارین، مخالفت با دولت، یک انتخاب اخلاقی ضروری است. او دولت را نه تنها به‌عنوان ناظرِ بی‌طرف، بلکه به‌عنوان نهادی معرفی می‌کند که با استفاده از ابزارهای ایدئولوژیک، سنت، ملی‌گرایی و همکاریِ روشن‌فکران، جامعه را به دو طبقه «پرداخت‌کنندگان مالیات» و «مصرف‌کنندگان مالیات» تقسیم کرده و بدین طریق به بقای انگلی خود ادامه می‌دهد.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.