
۱۷ مرداد ۱۳۹۹ · 53 دقیقه

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزوداگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
فصل دوازدهم کتاب «برای یک آزادی جدید»، روتبارد در ادامه مسیرِ ابطال افسانههای دولتی، به سراغ پیچیدهترین دژِ استدلالهای حامیان دولت میرود: «پلیس، قانون و دادگاه». در ذهنیت جمعی امروز، دفاع از شخص و مالکیت چنان با مفهوم دولت گره خورده که تصورِ ارائه این خدمات توسط بازار آزاد برای بسیاری دشوار است. روتبارد با رویکردی سیستماتیک، این تصور را که حفاظت پلیسی یک «کالای واحد و مطلق» است، یک مغالطه بزرگ میداند.استدلال محوری روتبارد این است که حفاظت پلیسی نه یک موجودیت ثابت، بلکه طیفی از خدمات است. در بازار آزاد، درست همانند غذا یا مسکن، سطح و کیفیت حفاظت بر اساس تقاضای مصرفکننده تعیین میشود. یک صاحبخانه یا کسبوکار، بسته به میزان دارایی و ریسک خود، میتواند از گشتهای ساده تا نگهبانان تماموقت را انتخاب کند. در مقابل، سیستم دولتی به دلیل ماهیت انحصاری و عدم پاسخگویی، نه تنها نمیتواند سطوح متنوعی از خدمات را ارائه دهد، بلکه هزینهای ثابت و تحمیلی را بر همه تحمیل میکند. نکته درخشان تحلیل او این است که بازارِ خدمات حفاظتی همین حالا هم در حال شکوفایی است؛ شواهدی نظیرِ رونق کارآگاهان خصوصی، شرکتهای بیمه و استفاده از تجهیزات حفاظتی، نشان میدهد که اتفاقاً بخش خصوصی در بازگرداندن اموال و پیشگیری از جرم، کارآمدتر از پلیس دولتی عمل میکند، چرا که انگیزه اقتصادیِ اجتناب از پرداخت خسارت، به مراتب قدرتمندتر از بوروکراسیِ بیتفاوتِ پلیس دولتی است.روتبارد در بخش دیگری از این تحلیل، به مسئله امنیت در مواجهه با تهدیدات کلان (مانند اشغال نظامی) میپردازد. او با ارجاع به تجربیات تاریخی، نشان میدهد که قدرتِ یک دولت اشغالگر، بیش از هر چیز به وجودِ یک «دولت مرکزی» در کشور مغلوب وابسته است؛ دولتی که فاتح بتواند از طریق آن دستورات خود را به مردم دیکته کند. در فقدان دولت، قدرتهای خارجی در اداره جامعه و سرکوب مردم ناتوان میمانند، چرا که هیچ ساختارِ بالاسری برایِ انتقالِ اوامر وجود ندارد. جنگهای چریکی و مقاومتهای مردمی در برابر قدرتهای نظامی بزرگ (نظیر آنچه در ویتنام رخ داد)، ثابت میکند که نیرویِ برخاسته از اراده آزادِ مردم، بسیار فراتر از قدرتِ سرکوبِ ارتشهای کلاسیک است.پیام نهایی این فصل فراتر از بحثِ کارایی فنی است؛ روتبارد به خواننده نشان میدهد که امنیت نه یک موهبت دولتی، بلکه خدماتی است که در یک جامعه آزاد، توسط نیروهای بازار به بهترین شکل تأمین میشود. اصرار بر اینکه دولت باید «انحصاردارِ» عدالت و پلیس باشد، نه تنها ریشه در ناتوانیِ تخیل اقتصادی دارد، بلکه تداومِ همان سیستم ناکارآمد و سرکوبگری است که در تضاد با آزادیهای فردی عمل میکند. در نگاه روتبارد، آزادیِ کامل نه با اتکا به دولت، بلکه با واگذاریِ تمامی امور، از امنیت محله تا دفاع از استقلال ملی، به دستهایِ توانمندِ افراد و نهادهای داوطلبانه، دستیافتنی است.
هنوز نظری نوشته نشده.
بر اساس عنوان و توضیحات این اپیزود

۱۷ مرداد ۱۳۹۹ · 53 دقیقه