پادگرد
کاور برای یک آزادی جدید - فصل چهاردهم - جنگ و سیاست خارجی
لــرن کست

برای یک آزادی جدید - فصل چهاردهم - جنگ و سیاست خارجی

۲۴ مهر ۱۴۰۴ · 1 ساعت و 37 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

در فصل چهاردهم کتاب «برای یک آزادی جدید» (For a New Liberty)، موری روتبارد به موضوع حساس و تعیین‌کننده «جنگ و سیاست خارجی» از منظر لیبرتارین می‌پردازد. او در این فصل، ضمن نقد سیاست‌های مداخله‌گرانه دولت‌ها، توضیح می‌دهد که چرا لیبرتارینیسم به طور ذاتی و بر اساس اصول اخلاقی، مخالف جنگ و مداخلات نظامی است.۱. بازتعریف «انزواطلبی» و «مداخله‌گری»روتبارد با اشاره به واژه «انزواطلبی» (Isolationism) که به عنوان اصطلاحی تحقیرآمیز برای مخالفان جنگ ابداع شد، آن را رد می‌کند. او تصریح می‌کند که جریان‌های ضدجنگ در طول تاریخ (از لیبرال‌های کلاسیک قرن ۱۸ و ۱۹ تا مخالفان جنگ در قرن ۲۰)، هرگز به معنای واقعی «منزوی» نبوده‌اند.تفاوت انزوا با عدم مداخله: آنچه لیبرتارین‌ها و پیشینیان فکری‌شان از آن دفاع کرده‌اند، «بین‌الملل‌گرایی اقتصادی و فرهنگی» (تجارت آزاد، سرمایه‌گذاری داوطلبانه و تبادل آزاد میان مردم کشورها) همراه با «عدم مداخله سیاسی» در امور داخلی کشورهای دیگر است.جوهره لیبرتارین: در حالی که «انزواطلبی» اغلب برچسبی راست‌گرایانه و «همزیستی مسالمت‌آمیز» برچسبی چپ‌گرایانه به نظر می‌رسد، لیبرتارینیسم به دنبال نفیِ تحمیل اراده دولت بر مردم، چه در داخل و چه در خارج از مرزهاست.۲. جنگ به عنوان «قتل‌عام غیرنظامیان»استدلال اخلاقی روتبارد در مخالفت با جنگ بسیار شفاف است:دو شرِ قطعی: وقتی دولت کشور الف به کشور ب حمله می‌کند، دو جنایت بزرگ رخ می‌دهد:قتل‌عام: ارتش‌ها عملاً قدرت تفکیک دقیق بین «دولت» و «مردم» را در حین عملیات نظامی ندارند؛ بنابراین، جنگ‌های بین‌دولتی ناچاراً منجر به کشتار غیرنظامیان بی‌گناهی می‌شود که در تصمیمات جنگ‌طلبانه دولت‌ها دخیل نبوده‌اند.افزایش اجبار داخلی: جنگ همیشه نیازمند منابع مالی است که از طریق مالیات‌های سنگین و اجباری از شهروندان (حتی مخالفان جنگ) تأمین می‌شود، که این خود تعرضی آشکار به حقوق مالکیت است.تغییر ماهیت جنگ: روتبارد یادآور می‌شود که در قرون گذشته، به دلیل محدودیت تسلیحات، دامنه جنگ‌ها محدودتر بود؛ اما در عصر سلاح‌های مدرن و موشکی، امکان جلوگیری از آسیب به غیرنظامیان عملاً غیرممکن شده است.۳. نقد سیاست خارجی محافظه‌کارانهروتبارد در یکی از بخش‌های درخشان این فصل، به مناظره میان «ویلیام اف. باکلی جونیور» (نماینده محافظه‌کاران) و «رونالد همینگوی» (لیبرتارین) می‌پردازد.مغالطه باکلی: محافظه‌کاران اغلب منتقدان جنگ را به «ناسپاسی» متهم می‌کنند و می‌گویند: «شما می‌توانید از آزادی‌های خود لذت ببرید، تنها به این دلیل که ما در برابر دشمن (مثل شوروی) می‌جنگیم».پاسخ قاطع لیبرتارین: همینگوی با زیرکی پاسخ می‌دهد که هیچ‌کس حق ندارد «تصمیمات خود برای مردن» یا «سیاست‌های جنگ‌طلبانه» را به دیگران تحمیل کند. اگر کسی می‌خواهد «آزادی یا مرگ» را انتخاب کند، حق شخصی اوست؛ اما محافظه‌کاران با سیاست‌های خود، «مرگ» را به میلیون‌ها نفر دیگر تحمیل می‌کنند. شعار «مرگ من بهتر از کمونیسم است» شعار یک قهرمان است، اما «آزادیِ تو یا مرگِ تو» فریاد یک قاتل جمعی است.۴. نتیجه‌گیری: خلع سلاح به عنوان یک ضرورت اخلاقیروتبارد نتیجه می‌گیرد که در عصر هسته‌ای، موضوع سیاست خارجی بسیار حیاتی‌تر از مسائل داخلی (حتی خصوصی‌سازی) است.هدف مطلق: از آنجا که سلاح‌های مدرن را نمی‌توان به گونه‌ای هدف‌گیری کرد که غیرنظامیان آسیب نبینند، «نفس وجود این سلاح‌ها» محکوم است.راهکار: لیبرتارین‌ها نه تنها به دنبال خصوصی‌سازی خدمات عمومی، بلکه به دنبال «خلع سلاح کامل» و عقب‌نشینی دولت از تمامی عرصه‌های مداخله نظامی هستند. آزادی واقعی تنها زمانی محقق می‌شود که دولت‌ها از تحمیل خواسته‌های سیاسی خود بر مردم دیگر کشورها دست بردارند.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.