

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
اصول علم اقتصاد کارل منگر | فصل سوم: نظریه ارزش این متن که فصلی از نظریه ارزش است، به بررسی خاستگاه، ماهیت و مقیاس تعیین ارزش کالاها از دیدگاه روانشناسی اقتصادی میپردازد. خلاصه کامل این منابع را میتوان در محورهای زیر دستهبندی کرد: ۱. ماهیت و خاستگاه ارزش ارزش یک ویژگی ذاتی در خود کالاها نیست، بلکه قضاوتی ذهنی است که انسان درباره اهمیت یک کالا برای حفظ زندگی و رفاه خود انجام میدهد. ارزش زمانی پدید میآید که: انسان آگاه شود که برای ارضای یک نیاز مشخص، به مقدار معینی از یک کالا وابسته است. مقدار موجود آن کالا کمتر از نیاز او باشد (کالاهای اقتصادی). در مقابل، «مطلوبیت» صرفاً توانایی یک شیء برای ارضای نیاز است، اما «ارزش» زمانی به آن اضافه میشود که آن شیء کمیاب باشد و از دست دادنش به معنای برآورده نشدن یک نیاز باشد. ۲. تفاوت کالاهای اقتصادی و غیراقتصادی کالاهای اقتصادی: نیاز به آنها بیش از مقدار موجود است. از دست دادن حتی یک واحد از آنها باعث میشود بخشی از نیازها بیپاسخ بماند؛ بنابراین این کالاها دارای ارزش هستند. کالاهای غیراقتصادی: مقدار موجود آنها بیش از نیاز است (مانند هوا یا آب در مناطق پرآب). از آنجا که از دست دادن بخشی از آنها لطمهای به ارضای نیازها نمیزند، این کالاها فاقد ارزش (اعم از مصرفی و مبادلهای) هستند. ۳. مقیاس و اندازهگیری ارزش (اصل نهایی تعیین ارزش) عامل ذهنی: تفاوت در اهمیت نیازها. نیازهای مربوط به بقای زندگی بالاترین اهمیت را دارند و نیازهای مربوط به رفاه و لذت در رتبههای بعدی قرار میگیرند. کاهش مطلوبیت نهایی: اهمیت ارضای یک نیاز واحد با افزایش مصرف کاهش مییابد. برای مثال، اولین مقدار غذا برای زنده ماندن حیاتی است، اما مقادیر بعدی صرفاً برای سلامت یا لذت هستند. قانون کلی ارزش: ارزش هر واحد از یک کالای اقتصادی برابر است با اهمیت کماهمیتترین ارضایی که با کل مقدار موجود آن کالا تأمین میشود. به عبارت دیگر، اگر یک واحد کالا را از دست بدهیم، تنها از کماهمیتترین نیاز خود صرفنظر میکنیم و همان نیاز، ارزش آن واحد را تعیین میکند. ۴. ارزش کالاهای مرتبه بالاتر (وسایل تولید) کالاهای مرتبه بالاتر (مانند مواد اولیه، ابزار و ماشینآلات) که برای تولید کالاهای مصرفی به کار میروند، ارزش خود را از ارزش مورد انتظار محصول نهایی میگیرند. ارزش وسایل تولید، وابسته به مقدار کار یا هزینهای که برای آنها صرف شده نیست، بلکه به اهمیت نیازی بستگی دارد که محصول نهایی آنها قرار است برآورده کند. در تعیین ارزش مجموع عوامل تولید، باید ارزش خدمات سرمایه (زمان صرف شده) و فعالیت کارآفرینانه نیز در نظر گرفته شود. ۵. ارزش خدمات زمین، کار و سرمایه منابع تأکید میکنند که زمین، کار و سرمایه هیچکدام جایگاه استثنایی در نظریه ارزش ندارند و همگی تابع قوانین کلی ذکر شده هستند: زمین: ارزش آن نه به گذشته و هزینههای اصلاح آن، بلکه به حاصلخیزی و موقعیت آن در آینده برای تولید محصولات وابسته است. کار: قیمت کار (دستمزد) بر اساس حداقل معاش کارگر تعیین نمیشود، بلکه بر اساس ارزش محصولی تعیین میشود که آن کار تولید میکند. سرمایه: بهره سرمایه پاداش «خودداری» نیست، بلکه بهای یک کالای اقتصادی (استفاده از سرمایه در طول زمان) است که به ارضای بهتر نیازها کمک میکند. ۶. نقد نظریههای عینی ارزش این متن به شدت نظریاتی را که ارزش را به مقدار کار صرف شده یا هزینه بازتولید مرتبط میدانند رد میکند. ارزش کاملاً ذهنی است؛ یک الماس چه به صورت تصادفی پیدا شود و چه با هزار روز کار استخراج شود، ارزش یکسانی برای مصرفکننده دارد، زیرا خدمات یکسانی را ارائه میدهد. خطا در شناخت نیازها یا مقدار کالاها نیز میتواند منجر به پدیده «ارزش موهوم» شود. مکتب اتریش، کارل منگر، اصول علم اقتصاد، نظریه ارزش، مطلوبیت نهایی، ارزش ذهنی، کمیابی، اقتصاد سیاسی، روانشناسی اقتصادی، لِرنکست (Learn Cast). تلگرام | اینستاگرام | کست باکس | اسپاتیفای
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.



