

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
لشکری که به فرماندهی حاجب علی قریب در تگیناباد در نزدیکی غزنین است به فرمان امیر مسعود به سمت هرات به راه می افتد. علی به محض اینکه فرمان حرکت را می گیرد به بونصر مشکان، دبیر دربار و رئیس ابوالفضل بیهقی، می گوید که امیر مسعود قصد جانش را دارد و "نامه های نیکو و مخاطبه های به افراط و به خط خویش فصل نبشتن و برادرم را حاجبی دادن همه فریب است" در هرات، علی به حضور امیر مسعود می رسد و در ابتدا قدر می بیند ولی ساعتی بعد غلامان به فرمان امیر بر او می تازند و فرو می گیرندش. تنها دلیلی که "خردمندان" می توانند برای این واقعه بیان کنند این است که "وی را به امیر نشاندن و امیر فروگرفتن چه کار بود؟"
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





