پادگرد
کاور تاریخ بیهقی- قطعۀ بیست و هشتم
كتيبه

تاریخ بیهقی- قطعۀ بیست و هشتم

۲۵ خرداد ۱۳۹۸ · 26 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

در این قطعه شرح فروگرفتن آسیغتگین غازی، سردارسپاه امیر مسعود شرح داده می شود. غازی همکار اریارق بود و پس از فروگرفته شدن اریارق در ترس و بیم بسر می برد. ابراز علاقۀ امیر مسعود به او هم نمی توانست از این بین بکاهد. "محمودیان" یا درباریان دوران امیر محمود که با سرداران امیر مسعود دشمنی داشتند دسیسه ای چیدند و از زنی که در حرم غازی رفت و آمد داشت کمک گرفتند تا غازی را بترسانند. غازی هم شبانگاه با قومش به سمت ماوراءالنهر به راه افتاد. امیر مسعود عبدوس، از نزدیکان خود، را با انگشتری اش به دنبال او فرستاد و او موفق شد که غازی را برگرداند. ولی دسیسه چینان آنقدر به کار او ادامه دادند که دیگر نه او به امیر اعتماد داشت و نه امیر به او. در نهایت قرار بر آن گرفت که او به سوی غزنین فرستاده شود (امیر و درباریانش هنوز در بلخ بودند). او را با قومش به قلعه ای در حوالی غزنین می فرستند و "نیز او را دیده نیامد".

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.