

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
امیر مسعود از بلخ به سمت "حضرت غزنین" پایتخت غزنویان به راه می افتد. وزیرش خواجه احمد حسن را در بلخ می گذارد تا به امورات سر و سامان دهد. امیر خوشان خوشان می رود و در راه گاهگاه هوس شراب و شکار و نشاط می کند و "چنین روزگار کس یاد نداشت که جهان عروسی را مانست و پادشاه محتشم بی منازع فارغ دل می رفت". امیر مسعود در ادامۀ بدگمانی به افرادی که با پدرش و به تبع او با برادرش محمد نزدیک بودند به عمویش یوسف، از سرداران سپاه که هم سن و سال او و محمد بود و با آنها بزرگ شده بود، بد گمان شده بود. درباریان غلام خاص یوسف به نام طغرل را فریفتند و او را بر آن داشتند که خبرهای او را به دربار برساند. درنهایت او را به غزنین کشاندند و به جرم مکاتبت با خانیان ترکستان متهم کردند و فرو گرفتندش و به قلعۀ سگاوند بردندش. یوسف سال دیگر در حبس درگذشت.
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.

