پادگرد
کاور تاریخ بیهقی- قطعۀ شصتم
كتيبه

تاریخ بیهقی- قطعۀ شصتم

۱۶ بهمن ۱۳۹۸ · 47 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

سُباشی با لشکری بزرگ از ترکمانان شکست می خورد و به غزنین بر می گردد. ماموران امیر مسعود در نیشابور به گرگان می گریزند و آنجا پناه می گیرند. نامه ای از صاحب برید نیشابور به امیر مسعود می رسد در ورود مقدمۀ لشکر ترکمانان سلجوقی به نیشابور. اعیان نیشابوریان پس از مشورت با قاضی صاعد، بزرگ نیشابور تصمیم می گيرند از جنگ بپرهیزند. قاضی ساعد از قول امیر محمود خطاب به بلخیان که با لشکر ترکان جنگ کرده بودند و شهرشان غارت و سوخته شده بود، نقل می کند که: "نگرید تا پس از این چنین نکنید که هر پادشاهی که قویتر باشد و از شما خراج خواهد و شما را نگاه دارد خراج باید داد و خود را نگاه داشت". این جمله در واقع اساس رابطۀ حاکم و مردم است در حکومتهای سنتی. نشابوریان به رسولِ ابراهیم ینال، فرمانده ترکمانان، پیغام می فرستند که "ما رعیتیم و خداوندی داریم. و رعیت جنگ نکند ... اگر سلطان را ولایت بکار است بطلب آید یا کسی را فرستد." همچنین روایت بوری تگین، ار امرای ترک، نقل می شود که با لشکری کوچک به مناطقی از خراسان حمله می کند. امیر مسعود با لشکری پنجاه هزار نفره به قصد خراسان به راه می افتد. و در ابتدا قصد بوری تگین می کند و هر چه وزیر به او می گوید این کار به صلاح نیست گوش نمی دهد. بونصر به وزیر می گوید "این خداوند نه آن است که او دیده بود، و به هیچ حال سخن نمی تواند شنود".

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.