پادگرد
کاور داراب نامه- قطعۀ سوم
كتيبه

داراب نامه- قطعۀ سوم

۱۷ آذر ۱۴۰۲ · 29 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

امیر مردو که چند تن از قویترین مردانش به دست داراب که هنوز کودکی ده ساله است، کشته شده اند، با پانصد سوار و پیاده برای گرفتن داراب به راه می افتد. داراب در جنگ با سپاهیان مردو، تعداد زیادی را می کشد، ولی در نهایت با از پای درآمدن اسبش اسیر می شود. فردا، مردو فرمان می دهد که داراب را برای کشتن بیاورد. زن زیرکی که در حرم اوست می گوید طالعش را ببینیم. در طالع داراب می خوانند که "جهان را به مهر او نیاز است" و او تا هفده سالگی "ملک هفت اقلیم بگیرد و جهان را جهانبان شود". با تدبیر زن امیر مردو، به داراب می گویند که او پسر مردو است. داراب هم تا سن دوازده سالگی به شکار کردن و چوگان بازی و بزم و شراب مشغول می شود! مردو که خراجگذار شاه ایران، همای، است، چهار سال است که از فرستادن خراج سر باز زده است. همای ضحاک را با سپاهی برای گرفتن خراج می فرستد. داراب که از داستان خراج آگاه می شود رسول ضحاک را کتک می زند. سپاه ضحاک و مردو وارد جنگ می شوند. داراب مردان ضحاک را از میان بر می دارد و ضحاک را تعقیب می کند و او را زخم می زند. ضحاک به نزد همای می رود و داستان را می گوید. همای در اندیشه می شود و نامه ای به مردو می نویسد و به او می گوید که برای داوری بین داراب و ضحاک باید به نزد او برود.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.