

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
داراب و طمروسیه در جزیره ای بر بالای درختی درمانده اند و سپاهیان بدنبال ایشان اند. شب طوفانی می آید و سپاهیان را غرق می کند. داراب و طمروسیه قایقی می سازند و با آن به جزیره ای دیگر می روند که مناره هایی جادویی دارد. داراب در آن مناره ها گرفتار می شود ولی به یاری مرغی که خدای فرستاده بود رهایی می یابد. جزیرۀ بعدی جزیرۀ سنکرون است. از آنِ پدر آن زنگیان که داراب کشته بود. در آن جزیره پیری را می بینند که داراب قبلاً در صحرای کرمان دیده بود. داراب با آن پیر به شهر می رود تا کمانی بخرد. کمانهایی که به او عرضه می شود برای او کوچک و ضعیف است. قرار می شود که کمان سنکرون را آزمون کند. گفته شده که هر کس آن کمان را بکشد سنکرون دختر خود را به او می دهد.
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





