

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
در این قطعۀ انتهایی کتاب، راوی شرح رقابت و درگیریهای ملک نصیرالدین و پسرش شاه رکن الدین محمود را روایت می کند. می گوید که "به جهت جمعی از عشایر و قبایل مادر، در میان او و پدر آزاری ظاهر گشت." رکن الدین در مناطق پیرامونی می گشت و گاهی هم به سیستان حمله می کرد. یک بار پدرش امارت را به او سپرد و خود به کناری نشست. ولی پشیمان شد و باز درگیری از سر گرفت. در نهایت قرار شد که رود هیرمند مرزی باشد میان سرزمینهای این دو. رکن الدین منطقۀ نیه (ظاهراً نهبندان کنونی) را مقر خود قرار داد و به آبادانی آن پرداخت. بعد از مرگ پدر، میان رکن الدین و برادرش که به جای پدر نشسته بود، جنگ و نزاع بر خاست. پس از مدتی هر دو به عهدی که رکن الدین با پدر بسته بود بازگشتند. این بخش از کتاب هشت سال پس از این قرار میان برادران نوشته شده است چرا که در انتها گفته می شود که "برین قرار مدت هشت سال بگذشت و این ساعت همچنین مقرر می دارند و فرزندان با هم مواصلت کردند و به یک بار مقاومت و معاندت از میان برگرفتند و با هم می گذرانند تا به آخر عمر"!
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





