

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
داراب و طمروسیه در جزیرۀ آدم خواران در بند هستند . به فرمان شاه زنگیان، خواریق، داراب را به لب دریا می برند. او مست خواب است. شب هنگام، زن خواریق در نهان از کاخ به نزد داراب می رود و چون نمی تواند او را هوشیار کند همانجا در کنار او می خوابد. داراب بیدار می شود و گمان می برد که دیوی در کنارش خفته است. او را در دریا می اندازد و ماهی ای او را فرو می برد. خواریق با کمک "چاهی از طلسم جمشید" می فهمد که چه اتفاقی افتاده است. فرمان می دهد که داراب و طمروسیه را در "چاه فراموشان" بیفکنند. به حکم خدای و با کمک یک گاو دریایی از این چاه بیرون می آیند و در چشمۀ عافیت تن می شوند و سالم می شوند و با کمک زاهدی سوار بر قایقی فرار می کنند. در دریا پیری یهودی و دو پسرش آنها را نجات می دهند ولی چون طوفان می شود قصد جان آنها را می کنند. داراب آنها را به دریا می اندازد. به جزیره ای می رسند که طمروسیه می گوید از آن طنبلوس، برادر قنطرش است و می گوید پیش از آنکه او در رسد باید از آن جزیره فرار کنند.
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





