

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
نویسنده داستان را با دنبال کردن طمروسیه پی می گیرد. طمروسیه که گمان می برد داراب کشته شده است، سوار بر کشتی شاپور بازرگان می شود تا به جزیرۀ پدرش برود. پس از روزها، کشتی به جزیره ای می رسد به نام نگار. بازرگان به طمروسیه می گوید شیفته او است و می خواهد عمرش را در کنار او سپری کند. طمروسیه او را نمی پذیرد. هفت سال اینگونه سپری می شود. روزی بازرگان برای خرید هیزم به شهر می رود و از مهراسب پارسی که جزایر دریا را به دنبال داراب و طمروسیه می گردد و با هیزم کشی روزگار می گذراند، هیزم می خرد. مهراسب هیزم را به خانۀ بازرگان می آورد و طمروسیه را می بیند. این دو با طرح نقشه ای مکارانه از چنگ بازرگان می گریزند و سوار بر کشتی به سوی جزیرۀ پدر طمروسیه به راه می افتند.
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.




