

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
طمروسیه و مهراسب از جزیرۀ شاپور بازرگان فرار می کنند و به جزیره ای دیگر می روند. شاپور به همراه فرستادگان حاکم آن جزیره فرا می رسند. مهراسب به فرستادگان می گوید که شاپور طمروسیه را که دختر شاه فصطلیقوس است دزیده و او را زندانی کرده است. آنها هم شاپور را دست و پای بسته به طمروسیه می دهند و او هم شاپور را در دریا می اندازد. طمروسیه و شاپور سوار بر عمدی می شوند و در دریا روان می شوند. به جزیره ای می رسند که بنایی عظیم در آن است و شهری در وسط آن ساخته شده و بازار و خانه ها در آن است ولی اثری از آدمیان در آن نیست. وارد کوشکی می شوند. شب فرا می رسد. از بیرون شهر خروشی در می آید. از بام کوشک نگاه می کنند. می بینند که صدها هزار "بوزنه و حمدونه و شیر کپّی" (انواع بوزینه و میمون) از کوه سرازیر شده اند و به سوی شهر می آیند. آنها در جزیرۀ سرصنوط هستند که کیخسرو در آن بناها را ساخته است و الان در تسخیر بوزینگان است.
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.




