

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
طمروسیه و مهراسب به جزیرۀ سرصنوط افتاده اند که بوزینگان آن را تصرف کرده اند. شب که می شود، صدهزار بوزینه از کوه به سوی شهر سرازیر می شود، در حالی که مِهتر آنها بر جانوری مانند گاو سوار است. طمروسیه و مهراسب وارد کاخی می شوند که در وسط کوشک قرار دارد. مردی را می بینند که به آنها می گوید دوازده سال است که اسیر بوزینگان است و مهتر آنها که ماده است و مردان را دوست دارد، با او "چون زناشوی روزگار می کند" و از او چهار فرزند دارد. مهتر بوزینگان مهراسب را هم در اسارت نگاه می دارد. طمروسیه در چاهی پنهان می شود. پس از چند ماه، مرد به طمروسیه اظهار عشق می کند. طمروسیه با مهراسب نقشه ای می چینند و می گریزند.
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.




