پادگرد
کاور داراب نامه- قطعۀ بیست و چهارم
كتيبه

داراب نامه- قطعۀ بیست و چهارم

۲۸ مرداد ۱۴۰۳ · 30 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

طمروسیه و مهراسب از اسارت بوزینگان گریخته اند و در ساحل در سوراخی پنهان شده اند. از دور کشتی ای می بینند و از آنها کمک می طلبند. مردان کشتی آنها را سوار می کنند. بوزنگان خبر می شوند و به کشتی حمله می برند. جنگی سخت در می گیرد. مردان کشتی با استفاده از نفت بوزنگان را شکست می دهند. دریا طوفانی می شود و همه در دریا می افتند. طمروسیه و مهراسب به جزیره ای خوش آب و هوا می افتند خالی از سکنه، و کلبه ای در آنجا می سازند. کم کم "مردمان آبی" از دریا بر می آیند و به کنار آنها می آیند. زنی آبی شیفتۀ مهراسب می شود. مهراسب نیز دلباختۀ او می شود. حیله ای می چینند و زن آبی را می گیرند. خویشان زن آبی به التماس می آیند و گوهر می آورند تا مهراسب او را رها کند. مهراسب راضی می شود و زن آبی را رها می کند ولی شوهر زن آبی او را نمی پذیرد. زن به پیش مهراسب بر می گردد. روزی طمروسیه در کنار دریا نشسته است که صورتی از آب بر می آید و او را می رباید. مهراسب چهار سال با زن آبی در آن جزیره می ماند و صاحب دو بچه می شود. روزی مادر زن آبی می آید و در گوش او چیزی می گوید و زن با او به دریا فرو می رود. مهراسب نومید و تنها در آن جزیره می ماند.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.