

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
هرمز پسر انوشیروان از دختر خاقان ترکستان جانشین انوشیروان می شود. گفته می شود که "رعایا را نیکو داشتی اما بزرگان را و مردم اصیل را نتوانستی دید و پیوسته بزرگان را می کشتی... در مدت پادشاهی سیزده هزار کس را از بزرگان کشته بود." گفته این نکته که شاهی به مردم نیکی کند و بزرگان را بکشد، نکته ای قابل تامل است. بزرگان به خاقان متوسل می شوند و او به سمت ایران لشکر می کشد. هرمز سپهسالارش، بهرام چوبین، را به جنگ می فرستد و او خاقان را، و بعد پسر او را می کشد. هرمز از بهرام درخواست جنگ بیشتر می کند و او نمی پذیرد. اختلاف بالا می گیرد و به جنگ می کشد. بزرگان هرمز را می گیرند، کور می کنند و به زندان می اندازند. اپرویز پسر هرمز به شاهی می نشیند و به کشتن پدرش به دست بزرگان راضی می شود. به جنگ بهرام می رود و شکست می خورد. با حیله ای می گریزد و به دربار روم می رود. بهرام چوبین هم به تخت شاهی می نشیند. اپرویز با کمک روم به ایران باز می گردد و بهرام را شکست می دهد. بهرام به ترکستان می گریزد و در آنجا بدست عامل اپرویز کشته می شود. اپرویز قدرت خود را گسترش می دهد و به اطراف لشکر می فرستد و با روم و اعراب وارد جنگ می شود. همزمان شوکت دربار خود را هم افزایش می دهد. گفته می شود که "دوازده هزار کنیز در سراهاء او بودند". کم کم بدخو و ظالم می شود. بزرگان از ترس جان به پسر او شیرویه روی می آورند و اپرویز را می کشند. در دوران پادشاهی او پیامبر اسلام به او نامه ای می نویسد و او آن را پاره می کند.
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.




