

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
قیصر بر تخت شاهی ایران نشسته است و داراب و همای در کوه پنهان شده اند. قیصر به دنبال گنجهای همای است. به او می گویند که رشنواد از محل گنجها آگاه است. فرمان می دهد به یافتن رشنواد. مردی رشنواد را در دخمه ای می یابد و او را می گیرد که به نزد قیصر ببرد. بازرگانی هزار درهم به او می دهد و رشنواد را رها می کند. رشنواد انگشتری خود را به بازرگان می دهد. رشنواد به کوه می گریزد و به نزد همای و داراب می رود. لشکریانی که به دنبال رشنوادند به قیصر خبر می دهند که آنکه همای را نجات داده است داراب پسر اردشیر است. قیصر می ترسد و قصد بازگشت به روم دارد. سپاهیانی که به همای خیانت کرده اند برای گرفتن داراب و همای به سوی کوه به راه می افتند.
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





