

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
همای و رشنواد در کوه سرگردانند. خدای عزوجل یک میش کوهی را برای راهنمایی آنها می فرستد و آنها بدون اینکه دیده شوند از کوه بیرون می روند. به شهر می روند تا به خانۀ یکی از دوستان رشنواد بروند به نام نورشاد که بیاع شهر بود. او آنها را می راند. به خانۀ پاسبانی می روند و او آنها را می پذیرد و بعد به دنبال غذا بیرون می رود. نورشاد که می فهمد پاسبان به همای و رشنواد پناه داده، مردم محله را گرد می کند تا آنها را بیرون کنند. در آن میان مردی از آن محله به خانۀ پاسبان می رود تا جویای حال شود. این مرد همان دیلمان زرگر است که رشنواد را نجات داده بود. همای و رشنواد را به خانه می برد و اهل خانه را به خدمت آنها می گمارد.
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





