پادگرد
کاور داراب نامه- قطعۀ پنجاهم
كتيبه

داراب نامه- قطعۀ پنجاهم

۵ اسفند ۱۴۰۳ · 23 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

قیصر با چهل هزار مرد جنگی به جنگ داراب و همای می آید. همای در برابر مردان اندکی که همراه اویند می ایستد و داراب را معرفی می کند که پسر من است و پادشاه ایران. داراب به اطراف نامه می نویسد و از مردان یاری می خواهد. دو هزار و پانصد مرد از قصران و روستاهای ری به گرد او جمع می شوند. دو لشکر در مقابل هم صف می بندند. بانگ کوس به هوا بلند می شود و نعره مردان به آسمان می رسد. همای به میان میدان می رود و داراب را معرفی می کند که از فرزندان هوشنگ است. داراب کوپال گران در کار می آورد و می خروشد و به مادر می گوید که من رفتم، "این بار یا بدرد یا بگشاید." و نعره زنان می رود. قیصر بر پشت پیلی منتظر او است. داراب می بیند که درفش کاویان بر پشت کوهۀ پیل قیصر است. کوپالی می زند بر پیشانی پیل و قیصر از پیل می افتد و داراب درفش کاویانی را می رباید و می آورد و به همای می دهد. سپاه قیصر که او را افتاده می بینند و درفش کاویانی را در دستان همای، می گریزند. رومیان به ولایت روم و پارسیان به پارس فرار می کنند. جنگ شروع نشده تمام می شود! قیصر به دهی پناه می برد و بعد از سه روز خود را به داراب تسلیم می کند و مصالحه می کنند که رومیان باژ و ساو بدهند تا قیصر آزاد شود.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.