

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
قیصر در دست داراب اسیر است. قیصر نامه ای به برادرش می نویسد و می گوید که باید باج و خراج بدهی تا مرا رها کنند.برادرش نمی پذیرد. داراب با مردمش به اصطخر پارس می روند که خزینه های نیاکانش در آنجا بوده است. در آنجا در میان آب بنایی عظیم بر می آورد و در ساخت بنا از رومیانی که اسیرش شده اند استفاده می کند. قیصر را هم به کار وا می دارد و او از این رنج می میرد. برادر قیصر با امیر عرب دست یکی می کنند و آمادۀ جنگ می شوند. در این میانه غلامی از غلامان همای بر او عاشق می شود و به خوابگاه او می رود. چون همای به او تسلیم نمی شود، به دست غلام کشته می شود..
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





