

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
فیلقوس با تطمیع شرزدون از دست داراب می گریزد و به روم می رود. پسرش در عمّوریه است و لشکر آماده ساخته است برای جنگ با داراب. فیلقوس در می رسد و بر تخت می نشیند و پسرش را از جنگ بر حذر می دارد. داراب که از حضور فیلقوس خبردار نیست به نزدیکی شهر می آید و رسولان می فرستد و باج می خواهد و نیز دختر فیلقوس را، که ناهید نام دارد و در جمال مثال ندارد، به زنی می خواهد. فیلقوس آنها را بند می کند و رسولانی به نزد داراب می فرستد و به او می گوید که حاضر است باج بدهد. بیشتر نامه سرزنش داراب است که شرزدون را که سزاوار "گاو بستن و زمین گردانیدن" بوده به پهلوانی رسانیده است. و از او عفو شرزدون را می خواهد. داراب به رسولان می گوید که باج نمی خواهد ولی باید دختر را به او بدهند.
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.




