

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
اسکندر در سرزمین فیروز شاه و ناهید، که مادرش است، به تعبیر خواب مشغول است. فیروز شاه خوابی سهمناک می بیند. موبدان دربار را خبر می کند تا خوابش را تعبیر کنند. آنها سر باز می زنند. از درباریان یکی به شاه می گوید که کودکی معبر در شهر هست که خواب ها را درست تعبیر می کند. اسکندر را به دربار می برند. برای آزمودن اسکندر، چند تن از درباریان خوابهایشان را می گویند و اسکندر به درستی تعبیر می کند. ناهید خبر می شود که پسرکی آمده است و خواب را تعبیر می کند. ناهید که نشانی ها را می شنود حدس می زند که او پسرش است. با دایه اش در پنجره ای می نشیند و گوش می دهد. اسکندر خواب فیروز شاه را تعبیر می کند. شخصی خواهد آمد ومُلک فیلقوس و او را خوهد گرفت و شاه و فیلقوس و ناهید را خواهد کشت و به پادشاهی خواهد نشست. شاه فرمان می دهد که اسکندر را چوب بزنند و به زندان بیندازند. ناهید چون نالۀ اسکندر را می شنود می فهمد که او پسرش است.
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





