پادگرد
کاور داراب نامه- قطعۀ شصتم
كتيبه

داراب نامه- قطعۀ شصتم

۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۴ · 28 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

ناهید می فهمد که پسری که به دربار شوهرش فیروزشاه آمده است، و اکنون به جرم تعبیر خواب بدی که فیروزشاه دیده، در زندان است، اسکندر پسر او است. او را پنهان از دید فیروزشاه از زندان در می آورد و به سرای خود می برد. روزی فیروز شاه به سرای او می آید و اسکندر را می بیند. ناهید را می زند و زخمی می کند و اسکندر را به زندان می برد و به غلامی دستور می دهد که او را در دریا اندازد. ناهید با کنیزان و غلامانش وانمود چنین وانمود می کنند که ناهید مرده است. او را در تابوت به دخمه می برند. غلامی هم که مامور کشتن اسکندر بوده، او را به نزد ناهید می برد. همه به روم به نزد فیلقوس، پدر ناهید، می روند. فیلقوس تمام ماجرا را می شنود و می فهمد که اسکندر نوۀ او است.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.