پادگرد
کاور داراب نامه- قطعۀ شصت و یکم
كتيبه

داراب نامه- قطعۀ شصت و یکم

۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۴ · 19 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

فیلقوس اسکندر را به عنوان ولی عهد بر تخت می نشاند. فیلقوس سه پسر دارد. از این انتخاب فیلقوس برآشفته می شوند. قرار می گذارند که فیلقوس و ناهید و اسکندر را بکشند. فیلقوس و ناهید را می کشند ولی اسکندر فرار می کند و در مطبخ پنهان می شود. بین برادران هم رقابت در می گیرد و دو تن از آنها کشته می شوند. حاجبی در درگاه است که دخترش را فیلقوس پنهانی خواسته است و از او پسری بدنیا آمده است. این حاجب پسر سوم فیلقوس را می کشد و نوه اش را به تخت می نشاند. بعد او را هم می کشد و پسر خود را به تخت می نشاند. از فیلقوس سه دختر هم مانده است. پسر حاجب مادرش را به خواستگاری دختر بزرگ فیلقوس می فرستد. اسکندر در مطبخ پنهان است که دایه به مطبخ می آید. اسکندر صدای او را می شناسد و بیرون می آید و از او می خواهد که او را پنهان کند.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.