

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
اسکند بر سپاه بوران دخت غلبه کرده است و عملاً شاه ایران شده است. بوران دخت با چند هزار سپاه در چهار دیواری پناه گرفته است. اسکندر دو امیر بزرگ را با ده هزار مرد می فرستد تا بوران دخت را بگبرند. بوران دخت سپاه خود را برای کمین گرفتن می فرستد. سپاه کسی را می فرستد که به بوران دخت پیغام اسکندر را بدهد که برای جنگ نیامده اند و با او دشمنی دارند. بوران دخت نمی پذیرد و حمله می کند . سپاهیان در کمین نشسته هم حمله می کنند و سپاه اسکندر را در هم می شکنند. بوران دخت سر یکی از امیران را بر گردن امیر دیگر می آویزد و گوش و بینی او را می برد و به نزد اسکندر می فرستد. اسکندر سپاه آماده می کند و برای جنگ به راه می افتد. بوران دخت بر او شبیخون می زند. اسکندر می گریزد و بعد سپاه خود را جمع می کند و با بزرگان تدبیر می کند که چه کند. بوران دخت که می داند نمی تواند با سپاه اسکندر روبرو شود، به سمت حلب که شهری مستحکم در مرز ایران و روم است به راه می افتد تا آنجا را تصرف کند و پایگاه خود سازد.
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





