

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
بوران دخت با گروهی از مردانش وارد حلب شده اند و قصد فتح آن را دارند. جنگ در می گیرد و مردمان به او هجوم می آورند و از بام خانه ها بر او سنگ و کلوخ می زنند. بوران دخت و یارانش در مدرسه ای پناه می گیرند. لشکر بوران دخت به در دروازه می آیند و نام او را فریاد می زنند. بوران دخت خود را در دروازه می رساند و دروازه را باز می کند. حلب به دست لشکریان بوران دخت می افتد. گناه مردمان حلب را می بخشد و به آنها می گوید که جان و مال خود را بردارند و از شهر بروند. کاروان خزینه های اسکندر که به سمت حلب می آید، به دست بوران دخت می افتد و او را ثروتمند می کند. او گوش و بینی قارن و وزیرش را می برد و آنها را با نامه ای به سمت اسکندر می فرستد و اعلام پیروزی بر حلب می کند.
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





