

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
بوران دخت حلب را گرفته است و اسکندر به سمت حلب می آید تا با او بجنگد. وقتی که اسکندر به حلب می رسد، بوران دخت به خوزستان رفته است. باز می گردد و شبانه به لشکر اسکندر حمله می برد. بوران دخت تا انجا پیش می رود که با "تیغی چون قطرۀ آب" بر سر اسکندر که در خواب است ظاهر می شود. ولی اسکندر فریاد می زند و کنیزان و غلامان بوران دخت را می گیرند. برخی از مشاوران اسکندر به او می گویند بوران دخت را بکش و برخی دشمن خونی اویند و خواهان قتل او. اسکندر از بوران دخت می خواهد تسلیم او شود ولی او نمی پذیرد. اسکندر او را به دست کسی که دشمن خونی اوست می دهد تا او را به بیابان ببرد و بکشد. بوران دخت به جلادان التماس می کند. جلادان بر او رحم می آورند و او را رها می کنند و دشمن او را می کشند.
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





