پادگرد
کاور داراب نامه- قطعۀ هفتاد و سوم
كتيبه

داراب نامه- قطعۀ هفتاد و سوم

۲ شهریور ۱۴۰۴ · 22 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

بوران دخت در حلب است و آمادۀ جنگ. اسکندر بیرون حلب است و گمان می برد که بوران دخت کشته شده است. بوران دخت با سلاح بیرون می آید و خود را از خدمتکاران خاص بوران دخت معرفی می کند و اسب می راند و نیزه می گرداند و مبارز می طلبد. از میان لشکریان اسکندر طرماس و قسطاس که او را از مرگ نجات داده بودند به پیش او می روند و او آنها را از پشت اسب می رباید و به حلب می برد. اسکندر مشکوک می شود که مگر این زن بوران دخت است. به دنبال ارسطاطالیس می فرستد تا بیاید و از اختر بلند بپرسد که بوران دخت زنده است یا نه. بوران دخت خبر می شود و تصمیم می گیرد به دنبال پیک اسکندر برود و مانع شود.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.