

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
داستانهای دیگری به نقل از آداب الحرب و الشجاعه نقل می شود. داستان بلندی نقل می شود از رسول سلطان ابراهیم که به دربار ملکشاه می رود تا او را از حمله به غزنین باز دارد. رسول دست به بخشش می گشاید و شاه و درباریان را مسحور می کند. نیز از عجایب و غرایب غزنین می گوید و آنها را مبهوت می کند. ملکشاه هم وعده می دهد که به غزنین حمله نکند و عمه اش را به زنی مسعود بن ابراهیم بدهد. به نظر می رسد که داستان حداقل در بسیاری از جزئیات ساخته و پرداختۀ ذهن نویسنده است. مثلاً گفته می شود که رسول خبر از مرغی در غزنین می دهد که آتش می خورد. برای اثبات سخنش، از غرنین دو شتر مرغ به نزد ملکشاه می فرستند و این مرغان در حضور شاه آتش می خورند. در ادبیات ما شتر مرغ را مرغ آتش خوار گفته اند. ولی اینکه شترمرغان غزنین واقعاً آتش خوار بوده اند، را نیابد جدی گرفت و باید به حساب اغراقهای نویسنده گذاشت.
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.

