

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
اسکندر با وسوسه کردن کنیزکان قلعۀ اصطخر موفق می شود که قلعه را تسخیر کند و قسطاس، امیری رومی که به بوران دخت کمک کرده بود را دستگیر و زندانی کند. از آن طرف، بوران دخت و طرماس، امیر دیگر رومی که به او کمک کرده بود، در انتهای غاری که به آن پناه برده بودند، همچنان می روند تا به جایگاهی خوش و خرم با درختان فراوان و آب خنک و کوشکی بلند می رسند. در آن کوشک صورتهایی می بینند که در مقابل آنها بر می خیزند و باز می نشینند. و نیز صورتهایی بسیار بزرگ ساخته شده از زر که صورت و نشان جمشید و خواهران او است. از جایی در آن حوالی صدای گریه و ناله می آید و بوران دخت می خواهد علت آن را بیابد. در این قطعه نویسنده در جایی که وصف عیش و عشرت کنیزکان با اسکندر را بازگو می کند، حس طنزش گل می کند و توصیفی طنازانه از وضع عاشق و معشوق وقتی که صبح می دمد، ارائه می کند که خواندنی است!
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





