پادگرد
کاور داراب نامه- قطعۀ هشتاد و چهارم
كتيبه

داراب نامه- قطعۀ هشتاد و چهارم

۱۸ آبان ۱۴۰۴ · 17 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

بوران دخت که با نام بهرام در اردوگاه اسکندر است، با کمک میلاد از اردوگاه گریخته است. ولی راه فراری نمی یابد. به اردوگاه باز می گردد و به اسکندر می گوید که برای اینکه ببینم پدرم، شیرزاد پهلوان، چرا به اردوگاه نرسیده است رفتم. اسکندر با این توضیح قانع می شود. در این حال خبر می رسد که رسولانی از ایران از جانب شیرزاد پهلوان به بارگاه اسکندر آمده اند. رسولان بوران دخت را که خود را پسر شیرزاد معرفی کرده است، نمی شناسند و به او احترام نمی گذارند. بوران دخت می ترسد که اسکندر با رسولان سخن بگوید و رازش فاش شود. رسولان را به خیمه گاه خود می خواند.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.