

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
بوران دخت با نام دروغین بهرام در میان لشکر اسکندر در زیر بارۀ حلب است. لشکر آماده می شود که با ایرانیان داخل حلب جنگ کنند. ایرانیانی که به اسکندر پیوسته اند با بهرام و ایرانیانی که انطوطیه، از سران لشکر اسکندر، از حلبیان به اسارت گرفته است دشمنند و حاضر نیستند آنها را در جمع خود بپذیرند. اسکندر فرماندهی این ایرانیان اسیر شده را به بوران دخت می دهد. یکی از فرماندهان ایرانی سپاه اسکندر، شادروز نام، آمادۀ رزم است و به ایرانیان حلب و بوران دخت بد می گوید. بوران دخت با او در می آویزد و او را خوار می کند. شب، ایرانیان حلب به لشکر اسکندر حمله می کنند و دوازده هزار نفر را می کشند. مردی اسکندر را می گیرد ولی بوران دخت می رسد و او را نجات می دهد. فردا بنا بر آن می شود که اسکندر نامه ای برای ایرانیان حلب بنویسد و با بوران دخت به آنها بفرستد.
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





