پادگرد
کاور داراب نامه- قطعۀ هشتاد و نهم
كتيبه

داراب نامه- قطعۀ هشتاد و نهم

۲۴ آذر ۱۴۰۴ · 20 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

بوران دخت در حلب است و آمادۀ جنگ با سپاهیان اسکندر که در زیر بارۀ حلب اند. از بارۀ حلب کوس می کوبند و اعلان جنگ می کنند. سواری از باره بیرون می آید با هیبت و شکوه و در بیرون باره گرد و خاک می کند و مبارز می طلبد. او بوران دخت است. نیم صفحه از کتاب به توصیف او اختصاص دارد. ازشجاعت و ایران دوستی تا لباس و سلاح تا سر و روی و سبلت تا شکم و ناف و ران و ساق همه توصیف می شود! خود را به زبان ترکی التون کنیزک بوران دخت معرفی می کند و می گوید که انطوطیه را به مبارزه می طلبد، که دختر پادشاه مغرب است و به قصد اینکه زن اسکندر شود با سپاهیانش به حلب آمده و پانصد ایرانی را هم اسیر کرده است. این دو مبارزه ای سهمگین را آغاز می کنند. در زمانی که بوران دخت به دنبال انطوطیه اسب می راند اسبش خطا می کند و او از اسب می افتد. انطوطیه برای زدن او می آید.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.