پادگرد
کاور داراب نامه- قطعۀ نود و یکم
كتيبه

داراب نامه- قطعۀ نود و یکم

۷ دی ۱۴۰۴ · 21 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

سران سپاه روم در نزد اسکندرند که نامه ای به آنها می رسد و خبر می دهد که میلاد آن کنیزک که با انطوطیه جنگ کرده بود را به حلب فرستاده و کنیزکی دیگر را به نزد اسکندر فرستاده است. اسکندر عصبانی می شود و فرمان به کشتن میلاد می دهد. بوران دخت دیگر دلیلی بر پنهان کردن نام خود نمی بیند. اعلام می کند که من بوران دختم و با لشکر ساخته به سپاه اسکندر حمله می کند و آنها را تار و مار می کند. اسکندر و سپاهیان درمانده اند که آیا این که به ما حمله کرد به حقیقت بوران دخت بود یا نه. انطوطیه می خواهد سر از کار او درآورد. غلامی که عاشق آن کنیزک بود که میلاد به نزد اسکندر فرستاده بود، پیغامی از اسکندر به بوران دخت می برد. بوران دخت می گوید ساعتی دیگر به جنگ بیرون خواهم آمد.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.