پادگرد
کاور داراب نامه- قطعۀ صد و بیست و ششم
كتيبه

داراب نامه- قطعۀ صد و بیست و ششم

۳۰ مهر ۱۴۰۵ · 26 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

اسکندر و بوران دخت با سپاهیان به سوی سرزمین سلاهط می روند. در سلاهط هزاران انسان خنثی زندگی می کنند که نیمی از سال زن هستند و نیمی از سال مرد. هر کس که یک سال در آنجا باشد و از آب چشمه آنجا بخورد آنگونه می شود. زنی به نام جمهره رئیس آنها است. او زنی معمولی است. به نزد اردوگاه اسکندر می آید. همه به دیدن او می روند بجز اسکندر. او بوران دخت را با خود به قصرش می برد و به او می گوید که می خواسته برای دیدن او به ایران بیاید. بوران دخت در دل مهری به او احساس می کند. جمهره نامه ای به اسکندر می نویسد و در آن می گوید که او دختر داراب و خواهر بزرگتر اسکندر و عمۀ بوران دخت است. داراب مدتی با مادر او بوده و بعد آنها را در هند رها کرده و رفته آنچنان که مادر اسکندر را هم رها کرده بود.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.