

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
بوران دخت از اسارت گریخته است و در مرغزاری افتاده است. اسکندر که بر هندوان پیروز شده است، برجی که در کهوانه، شهری که در آنجا لشکرگاه زده است، را خراب کرده است و هزاران مار از زیر آن بیرون آمده اند. کسی نمی تواند آنها را از میان بردارد مگر همارپال، حکیم نابینایی که همراه لشکر ایران و روم شده است، و با توطئۀ ارسطاطالیس مواجه شده و گریخته است. خبر توطئه به اسکندر داده می شود و ازسطاطالیس هم می گریزد. همارپال به مرغزاری می رسد با انبوهی از حمدونگان (بوزینه ها) و درختان بلاذر. شیرۀ این درختان بینایی او را به او بر می گرداند. او در آن مرغزار به بوران دخت و ارسطاطالیس بر می خورد و هر سه به اردوگاه اسکندر می روند.
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





