

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
بوران دخت و همارپال و ارسطاطالیس به لشگرگاه اسکندر می رسند. اسکندر از همارپال چاره جویی می کند برای دفع مارانی که از زیر زمین بیرون آمده اند. همارپال می گوید این ماران از حفرۀ جهنم بیرون می آیند. خدای تعالی یک بار در زمان حضرت آدم برای ترساندن آدمیان آنها رابیرون آورده بود و اکنون که برج کهوانه تخریب شده، دوباره سر بر آورده اند. او وردی می خواند و ماران به سوراخ باز می گردند. همه به سمت شارستان اندهیره به راه می افتند. اندهیره دختر حضرت آدم بوده و برای خود در میان دریایی با آب شفاف بر سر کوهی بلند قصری ساخته است. موجودات دریایی که در آن آب هستند شیفتۀ افرادی اند که فره ایزدی دارند از جمله اندهیره. چون اسکندر و بوران دخت را می بینند شیفتۀ آنها هم می شوند که آنها هم فره ایزدی دارند. بوران دخت می خواهد به آن قصر برود. جادوگران هم در آنجا هستند و جادو می کنند.
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





