پادگرد
کاور داراب نامه- قطعۀ صد و بیست و چهارم
كتيبه

داراب نامه- قطعۀ صد و بیست و چهارم

۱۶ مهر ۱۴۰۵ · 25 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

اسکندر بردر شارستانهای هنکاوش و لکهر است که دو برادرحکیم اند و رئیسان قوم ماهیخواران. آنها رعد را خدای خود می دانند. هنکاوش به برادر خود می گوید من می روم تا ببینم که اینها کیانند. در لباس زنان بیرون می رود و اسکندر را می بیند و به او می گوید که مردانشارستان به جنگ رفته اند. روز دیگر هنکاوش زنش، هندو، را با کنیزان بسیار و هدایای نفیس به نزد اسکندر می فرستد و او را دعوت می کند که برای مهمانی به نزد آنهابرود. اسکندر می پذیرد. شب بوران دخت هندو را به چادر خود مهمان می کند. در مهمانی صدها کنیز زیبا روی حضور دارند و بوران دخت که در زیبایی همتا ندارد روی می نماید و با هندو بازی آغاز می کند و می گوید من اسکندرم و آنکس که تو دیدی چاکر من است. هندو بر بوران دخت عاشق می شود و می خواهد رازی با او در میان بگذارد.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.