

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
#یک_شاخه_گل برنامه شماره 213 #سعدی #آذر_پژوهش #امیر_ناصر_افتتاح #حبیب_خراسانی #روح_الله_خالقی #رازی #گلپایگانی #رضا_ورزنده یاد دارم كه شبی در كاروانی همه شب رفته بودم و سحر در كنار بیشه ای خفته شوریده ای كه در آن سفر همراه ما بود نعره ای بر آورد و راه بیابان گرفت و یك نفس آرام نیافت چون روز شد گفتمش آن چه حالت بود گفت بلبلان را دیدم كه به نالش در آمده بودند از درخت و كبكان از كوه و غُوكان در آب و بهایم از بیشه اندیشه كردم مروت نباشد همه در تسبیح و من به غفلت خفته دوش مرغی به صبح می نالید عقل و صبرم ببرد و طاقت و هوش یكی از دوستان مخلص را مگر آواز من رسید به گوش گفت باور نداشتم كه ترا بانگ مرغی چنین كند مدهوش گفتم این شرط آدمیت نیست مرغ تسبیح گوی و من خاموش در سلسلهٔ عشق كه بگسیختنی نیست غیر از دل سودا زده آویختنی نیست در سایهٔ زلف تو نهد دام بلا را هر فتنه كه از چشم تو انگیختنی نیست ما سر به كفِ خویش نهادیم در این كوی از بخت سیه تیغ تو آمیختنی نیست مردانه گوارا و بجان نوش كن ای دل این جام بلا را كه زكف ریختنی نیست هر كجا گذری كوی عاشقانهٔ ماست حدیث مسجد و دیر و حرم بهانهٔ ماست هر آنچه می نگرم آفتاب طلعت اوست هر آنچه می شنوی نغمهٔ ترانهٔ ماست مرا نگار طلب می كند به خانهٔ خویش عجب مداركه رضوان بر آستانهٔ ماست نشان خانه گرفتم زیار و گفت به لطف دل شكستهٔ عاشق همیشه خانهٔ ماست نشان خانه گرفتم زیار و گفت به لطف دل شكستهٔ عاشق همیشه خانهٔ ماست به هر كجا گذری كوی عاشقانهٔ ماست حدیث مسجد و دِیر و حرم بهانهٔ ماست
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.




