

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
#گلهای_رنگارنگ برنامه شماره 433 #حمیرا #عماد_خراسانی #عاشق_اصفهانی #طبیب_اصفهانی #اوحدی_مراغی #بیژن_ترقی #علی_تجویدی #فیروزه_امیرمعز رخ برافروخته می آمد و در غوغا بود قصد دلسوخته ای داشت چنین پیدا بود غیرپیوسته در آن محفل و از ناز و نیاز در میان من و دلدار حکایت ها بود اگر با دل مهربان تو من بی وفا شده ام پشیمانم اگر غیر تو در جهان به کسی آشنا شده ام پشیمانم امیدم تویی ناامیدم مکن جز تو یاری ندارم سحر شد بگو با کدام آرزو سر به بالین گذارم به عشقت قسم بر دو چشمت قسم جز تو گر با کسی هم نوا شده ام پشیمانم چرا پشت پا بر جهان نزنم به دست خود آتش به جان نزنم بگو با همه بی پناهی خود چرا شعله بر آشیان نزنم عهدی که با چشم مست تو بستم دیوانگی کردم آنرا شکستم خدا داند جز تو گر با کسی هم نوا شده ام پشیمانم میمیرم از این پریشانی دردا که هرگز نمیدانی با من چه کرد این پشیمانی تا با خدای خود گفت و گو دارم عشق گذشته را آرزو دارم مستیم و مستی ما از جام عشق باشد وین نام اگر بر آریم از نام عشق باشد روزی که کشته گردم بر آستانه او تاریخ بهترینم ایام عشق باشد دلم دیوانه شد دیوانه شد دیوانه دیوانه دگر از خویشتن بیگانه ام بیگانه بیگانه خوشا حال و خوشا وقت دو مفتون و دو دلداده که غیر از عشق شان گیتی بود افسانه در این دریای بی ساحل در این صحرای به حاصل به لب جان آمد از بس گفت دل جانانه ز پا فتادم و رویم به منزل است هنوز شکست کشتی و چشمم به ساحل است هنوز چه حالتی است ندانم که بارها از دل شدم خراب و مرا کار با دل است هنوز
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





