

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
#گلهای_رنگارنگ برنامه شماره 470 #هایده #رهی_معیری #علی_تجویدی #جواد_معروفی #مجید_نجاحی #فیروزه_امیرمعز با عزیزان در نیامیزد دل دیوانه ام در میان آشنایانم ولی بیگانه ام از چو من آزاده ای الفت بریدن سهل نیست می رود با چشم گریان سیل از ویرانه ام با آن که همچون اشک غم بر خاک ره افتاده ام من با آن که هر شب ناله ها چون مرغ شب سر داده ام من در سر ندارم هوسی چشمی ندارم به کسی آزاده ام من با آن که از بی حاصلی سر در گریبانم چو گل شادم که از روشن دلی پاکیزه دامانم چو گل خندان لب و خونین جگر مانند جام باده ام آزاده ام من یارب چو من افتاده ای کو افتاده آزاده ای کو تا رفته از جانم برون سودای هستی آسوده از غوغای هستی گل بانگ مستی آفرین همچون "رهی" سر داده ام من مرغ شباهنگم ولی در دام غم افتاده ام من خندان لب و خونین جگر مانند جام باده ام آزاده ام من ما را دلی بود که ز دنیای دیگر نیست ماییم جای دیگر و او جای دیگر است گر خلق را بود سر و سودای مال و جاه آزاده مرد را سر و سودای دیگر است ساقیا در ساغر هستی شراب ناب نیست وآنچه در جام شفق بینی بجز خوناب نیست زندگی خوشتر بود در پرده وهم و خیال صبح روشن را صفای سایه مهتاب نیست آنچه نایاب است در عالم وفا و مهر ماست ور نه در گلزار هستی سرو و گل نایاب نیست جای آسایش چه می جویی "رهی" در ملک عشق موج را آسودگی در بحر بی پایاب نیست اشکم ولی به پای عزیزان چکیده ام خارم ولی به سایه گل آرمیده ام ای سرو پای بسته به آزادگی مناز آزاده من که از همه عالم بریده ام
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





