

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
#یک_شاخه_گل برنامه شماره 57 #گلپایگانی #عراقی #مولوی #حبیب_الله_بدیعی #رضا_ورزنده #مرتضی_محجوبی #روشنک من مست و تو دیوانه ما را که برد خانه صد بار تو را گفتم کم ده دو سه پیمانه در شهر یکی کس را هوشیار نمیبینم هریک بدتر از دیگر شوریده و دیوانه جانا به خرابات آ تا لذت جان بینی جان را چه خوشی باشد بی صحبت جانانه هر گوشه یکی مستی دستی زده بر دستی زان ساقی هر هستی با ساغر شاهانه ای لولی بربط زن تو مست تری یا من ای پیش چو تو مستی افسون من افسانه از خانه برون رفتم مستیم به پیش آمد در هر نظرش مضمر صد گلشن و کاشانه گفتم ز کجایی تو تسخر زد و گفتا من نیمی م ز ترکستان نیمی م ز فرغانه نیمی م ز آب و گل نیمی م ز جان و دل نیمی م لب دریا نیمی همه دردانه گفتم که رفیقی کن با من که منم خویشت گفتا که به نشناسم من خویش ز بیگانه من بی سر و دستارم در خانه خمارم یک سینه سخن دارم هین شرح دهم یا نه شمس الحق تبریزی از فتنه چه پرهیزی اکنون که درافکندی صد قصه فتانه خوشا دردی که درمانش تو باشی خوشا راهی که پایانش تو باشی خوشا چشمی که رخسار تو بیند خوشا ملکی که سلطانش تو باشی خوشا آن دل که دلدارش تو گردی خوشا جانی که جانانش تو باشی چه خوش باشد دل امیدواری که امید دل و جانش تو باشی گل و گلزار خوش آید کسی را که گلزار و گلستانش تو باشی عراقی طالب درد است دائم به بوی آنکه درمانش تو باشی پیوسته دلت شاد و لبت خندان باد
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.

