

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
#گلهای_رنگارنگ برنامه شماره 271 #عبدالوهاب_شهیدی #سعدی #جواد_معروفی #روشنک ای ساربان آهسته ران که آرام جانم می رود وان دل که با خود داشتم با دلستانم می رود من مانده ام مهجور از او بیچاره و رنجور از او گویی که نیشی دور از او در استخوانم می رود محمل بدار ای ساربان تندی مکن با کاروان که از عشق آن سرو روان گویی روانم می رود در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می رود بار فراق دوستان بس که نشسته بر دلم می روم و نمی رود ناقه به زیر محملم بار بیافکند شتر چون برسد به منزلی بار دل است همچنان ور به هزار منزلم ای که مهار می کشی صبر کن و سبک مرو که از طرفی تو می کشی وز طرفی سلاسلم آخر قصد من تویی غایت جهد و آرزو تا نرسم ز دامنت دست امید نگسلم
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





