پادگرد
کاور ماه عالم آرا
کتابخانه گلها

ماه عالم آرا

۷ خرداد ۱۴۰۰ · 26 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

#گلهای_رنگارنگ برنامه شماره 555 #الهه #گلپایگانی #عماد_خراسانی #آذر_بیگدلی #اختر_مازندرانی #ابوسعید_ابوالخیر #سیدمحمد_میرنقیبی #نظام_وفا_کاشانی #امیر_ناصر_افتتاح #علی_تجویدی #فرهنگ_شریف #فیروزه_امیرمعز دوشم به اهل بزم سر گفتگو نبود من در خمار بودم و می در سبو نبود پرسید در دل تو ندانم چه آرزوست غافل که در دلم بجز او آرزو نبود قاصد بگو ز دوریت آذر سپرد جان ور گوید از منش گله ای بود گو نبود نه بتابد به شام من ماهی نه بخت همراهی در این بیابان ماندم سرگردان فتادم از پا بی سامان نه كسی می رسد به فریادم نه می كند شادم فروغ شمعی گریان و لرزان ز كلبه های دهقانان چو تو دادی بر بادم همه بردند از یادم به شرار غمم تو نشاندی به جهان جنون تو كشاندی چو از دیار آشنایی راهی دگر مرا به بر نخواندی منم اكنون در این صحرا من و این شام جان فرسا من و یك دم دل و صد غوغا به جز صدای قلب من كه می تپد به یاد دلبر به گوش من نمی رسد در این میان صدای دیگر دلا مرو چنین از دست كه روزن امیدی هست نه بتابد به شام من ماهی نه بخت همراهی در این بیابان ماندم سرگردان فتادم از پا بی سامان نه باغ و نه بستان و چمن میخواهم نه سرو و گل و نه یاسمن میخواهم خواهم ز خدای خویش کنجی که در آن من باشم و آن کسی که من میخواهم ای روی تو ماه عالم آرای همه وصل تو شب و روز تمنای همه گر با دگران به ز منی وای به من گر با همه کس همچو منی وای همه ای آرزوی گمشده مهمان کیستی؟ درد منی بگو که درمان کیستی دامان من ز اشک ندامت پر آتش است ای نوگل شکفته به دامان کیستی من همنشین درد و غم و رنج و حسرتم ای آرزوی گمشده مهمان کیستی نگرفته هنوز برگ عیشی افسوس بهار من خزان شد آن نیم نفس که با تو بودم سرمایه عمر جاودان شد

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.